عارف و مشکل ریه
مشکل ریه :عارفی مشکل ریوی پیدا کرد . او را پیش پزشک متخصصی بردند . او برای درمان غیر از هزینه های بیمارستانی کلی زیر میزی درخواست کرد . عارف با کمی تامل زد زیر گریه . پزشک بگمان اینکه گریه اش بخاطر هزینه های بیمارستانی است گفت : ناراحت نباش ! سفارشت را به بیمارستان می کنم تا در هزینه های بیمارستان تخفیفی برایت قایل شوند . گفت ناراحتی من از جهت هزینه های بیمارستانی نیست ، بلکه به این جهت است که برای چند روز تنفس این همه هزینه رو میزی ، زیرمیزی و بیمارستانی در خواست می کنی تازه تضمین هم نمی کنی که تنفسم به حالت عادی برگردد و یا نه . در صورتیکه تا به امروز که زندگی کرده ام ، خدا در مقابل ریه ها ی سالمم چیزی از من نخواسته . کمترین وظیفه من هم در مقابل آن تشکر و شکر مفت و مجانی بوده که آنهم درست بجا نیاوردم که خدا آن نعمت را از من گرفت تا بوسیله چون شما تادیب شوم . باگفتن : از درمان معنوی شما متشکرم ! از مطب خارج شد .