انسان و وجود او

درنظر بگیرید که ماشینی را با آخرین تکنولوژی ساخته شده ای را رایگان برای استفاده در راه صحیح و نیکو به اصطلاح « معروف » و بصورت امانی به شخصی بدهند . او با آن چه خواهد کرد :

1- ممکن است آن شخص فرد بی مسئولی بوده و از طرفی رانندگی هم بلد نباشد . برای او این ماشین با الاغ پیر و ناتوانی که به فی امان الله رهایش می کنند تا اگر چیزی پیدا کرد بخورد و اگر پیدا نکرد طعمه درندگان شود . او ماشین را به حال خود رها کرده دزدان کل و یا هر تکه ای از آن را که نیاز داشته باشند بکَنَند و ببرند . فذقی ندارد .

2- او فرد مسئولی است ولی اصلاً رانندگی بلد نیست . او چون آن را امانت می داند و خود را مسئول حفاظت از امانت ، آن در پارکینگ و یا جایی مطمئن گذاشته و چهار چشمی مواظب می شود تا آسیبی به آن نرسد . اینجا برای او ماشین جز وبال گردن نیست . که در کار و کاسبی دست و پای او را می گیرد .

3- او جزئی روشن کردن و گرفتن فرمان را بلد است و دیگر از تعویض روغن و لاستیک و قسمت های گرمایش و سرمایش وقسمت های فنی و ... اطلاعی ندارد . در عین حال خود را عالم دهر می داند . چنین شخصی شایسته استفاده از ماشین را نمی تواند داشته باشد و در صورت استفاده هر لحظه در معرض تصادف و آسیب زدن به خود و دیگران می باشد .

4- او هر چند از قسمت های فنی اطلاع ندارد ولی تسلط در رانندگی و امور ضروری ساده چون تعویض تایر و بنزین و زمان تعویض روغن و .. را می داند . چنین شخصی می تواند در صورت عدم بوجود آمدن مشکلات جدی ، بار را به مقصد برساند .

5- او نه تنهاتسلط در رانندگی دارد ، در صورت بروز مشکل ، عیب یابی و رفع آن مشکلات را نیز دارد . چنین شخصی با آرامش خاطر از آن وسیله استفاده می کند ، بلکه می تواند تعدادی همراه را نیز به سلامت به خود به مقصد برساند .

افراد دسته اول :

جسد انسان به بهترین نوع آفریده و با بهترین سوخت به حرکت در آمده و تحویل انسان شد :

خداوند انسان را به بهترین وجه آفریده آیه 4 سوره تین ( كه ما انسان را در نيكوترين صورت (در مراتب وجود) بيافريديم ) و از بهترین مواد او را جان داده و به حرکت در آورد ( آیه 72 سوره ص ) « نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي و از روح خود در او دمیدم . ( تفویض اختیار کرده و توان انجام کار های خدایی را داشته باشد . (

افراد لالبالی و بی هدف و بی مسئولیت هر لحظه و هرچه که لحظه ای دلشان خواست انجام می دهند . مصداق همین نوع هستند . ( آیه 38 سورهی نجم ) « أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى »كه هيچ بردارنده‏ اى بار گناه ديگرى را بر نمى دارد

افراد دسته دوم :

او سعی و تلاش اش را می کند ولی کاری از دستش بر نمی آید :

آیه 39 سوره نجم می فرماید: «لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»؛(براي انسان بهره‏ اي جز سعي و كوشش او نيست). او سعی و تلاش خود را می کند ولی کاری غیر از آن از دستش برنمی آید .و خداوند هم از او چیزی بیشتر از توانش نمی خواهد : (سوره البقرة آیه ۲۸۶ ) لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها لَها ما كَسَبَت وَعَلَيها مَا اكتَسَبَت ۗ خداوند هیچ کس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمی‌کند. (انسان،) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده؛

افراد دسته سوم :

نمونه های بارز چنین افرادی طلحه و زبیر و نهروانیان و ... بودند که نقش های زیادی در بوجود آمدن جنگهای جمل ، نهروان ، صفین و ... داشتند که موجب به کشتن دادن جمع زیادی از مسلمانان شدند . و در طول تاریخ اسلام هر چند گاهی چنین افرادی فتنه هایی را براه انداخته الند .

افراد دسته چهارم :

( آیه 30 سوره بقره ) « وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ و (به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم؟! خداوند فرمود: من چیزی (از اسرار خلقت بشر) می‌دانم که شما نمی‌دانید. » وعده خلیفه الهی را با او داده و جانشینی برای خود قرار دادیم پس به میزان قدرت جانشین خود و وسعت خلافت عطا شده ( آیه 31 سوره بقره ) با توضیح دو مطلب؛ یعنی اسما و دیگری معنای تعلیم آن به انسان روشن می‌شود، انسان خلیفه کیست و تا چه اندازه می‌تواند کار خدایی بکند و اوصاف الهی را دارا شده و در خود به ظهور برساند . این بستگی به همت ، تلاش ما دارد که چگونه این جسم و روح بکار گیریم تا در نهایت از توانائیهای او بهترین بهره ها را ببریم .

( آیه 28 سوره فجر ) « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »؛ تو اي روح آرام يافته، به سوي پروردگار بازگرد در حالي كه هم تو از او خوشنودي و هم او از تو خشنود است، پس در سلك بندگانم در‌آي، و در بهشتم وارد شو . در نتیجه هم صاحب وسیله و هم استفاده کننده هر دو از همدیگر راضی و قدردان همدیگرند . چنین افرادیی شایستگی خلیفه الهی را دارند .

نا گفته نماند که اینجا صحبت از نوع و نام کارِ بکار گرفته شده نیست بلکه از ماهیت و کیفیت کار است .

فکر می کنید ما از کدام گروه هستیم ؟