وجه مشترک توشیه عرفا
وجه مشترک توصیه عرفا :
1- داشتن اخلاق نیکو
2- خدمت به خلق
3- نماز اول وقت
4- حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام شمردن
5- ترک معصیت
6- خدا را در همه حال ناظر بر اعمال خود دانستن حتی امور کوچک
7- نماز شب و استغفار در سحر گاهان
8- پرهیز از غذای شبهه ناک
9- با رفاه ، خوشگذرانی و شکم چرانی عبودیت و سیر و سلوک نمی شود .
1- اخلاق نیکو :
اخلاق نیکو عبارت است از خوش رویی ، نرم خویی و خوش معاشرت و برخورد پسندیده با دیگران . در مورد جایگاه و منزلت اخلاق نیکو همین بس که خداوند در سوره قلم آیه ی 4 پیامبر خود را بدان صفت معرفی می کند و می فرماید : «بدرستی که تو به اخلاق پسندیده و بزرگی آراسته شدهای »
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد رسالت خود می فرماید : به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.
آورده اند که صاحب منکنتی را چرخ برگشت و تنگدستی فرا گرفت و در چرخه زندگی درماند .
یکی از دوستان گفت : فلانی را مال و منالی است و دستی باز و جودی بسیار که هر که را درماند چون بدو مراجعه کند بی نصیب بر نگردد .
گفت هر گلی را خاری است . چون حسن گفتی خارش نیز بگو !
گفت او شخصی است تند خو و ترش رو .
گفت : اگر شهد و نوش دارو و آب حیات بدست او باشد ، نوشیدن زهر هلاهل بهتر چشیدن شهد از دست چنان شخصی باشد .
چنانکه خدا وند در آیه ی 153 سوره آل عمران به پیامبرش می فرماید : مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتی و اگر تندخو و سختدل بودی مردم از گِرد تو متفرق میشدند ...
البته اخلاق نیکو را از با برخورد چاپلوسانه و یا مزاح های نکوهیده اشتباه گرفته نشود .
2- خدمت به خلق
امام حسین (ع) می فرماید : هر کس اندوهی را از دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه های دنیا و آخرت او را از میان برمی دارد .
خاطر ناشاد را دلشاد کردن همت است
باغ آفت دیده را آباد کردن همت است
صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار
طایری را از قفس آزاد کردن همت است
نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست
نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است
در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست
روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است
روزی شخصی از انصار برای حل مشکل خود به پیشگاهامام حسین (ع) آمد . او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونی اش را دریافت و به وی فرمود: ای برادر انصاری، خواسته ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»
او نیز در نامه ای چنین نوشت:
«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»
امام نامه اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:
«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی ات سامان ده .»
ابان بن تغلب گفت:
به همراه امام صادق علیه السلام مشغول طواف کعبه بودم.
در اثنای طواف، شخصی به من اشاره کرد که به سوی او بروم. امام صادق علیه السلام اشاره او را دید و به من فرمود: ای ابان! آیا با تو کار دارد؟ گفتم: آری، فرمود: او کیست؟ گفتم: از دوستان من است. امام فرمودند : برو ببین چکار دارد .
عرض کردم: آیا طواف را قطع کنم؟ فرمود: آری. گفتم: آیا طواف واجب هم باشد، می توان آن را به جهت برآوردن حاجت مؤمنی قطع کرد و نیمه کاره رها نمود؟ فرمود: آری.
من طواف را قطع کردم و نزد آن شخص رفته و حاجت او را برآورده کردم .
و اما از امام حسین (ع) است که : مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:
1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند .
دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می رساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می کند [و به کارت رسیدگی می کند] و فرد اصیل و شریف نیز می داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته ای و برای انجام دادن خواسته ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می کند .»
و اما مهم ترین شرط خدمتگزاری به مردم : بر اساس تقوا و پاکدامنی و برای خدا باشد که خداوند متعال در آیه 27 سوره مائده می فرماید : «خداوند متعال فقط از پرهیزگاران [اعمال نیک] را می پذیرد .»
3- نماز اول وقت
در قرآن حدود 9 مورد دعوت به اقامه نماز حالت دستوری دارد و 90 بار کلمه نماز آمده و حدود 900 بار کلماتی در رابطه با نماز چون رکوع ، سجود ، ذکر و .. آمده :
در سوره مومنون آیه ی 9 آمده : مؤمنان کسانی هستند که بر نماز خویش مواظبت دارند و همه اوقات نماز را حفظ میکنند.
در آیه 9 سوره جمعه آمده : اى كسانى كه ايمان آورده ايد چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را رها کنید ، اگر بدانيد اين براى شما بهتر است .
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فر مودند: تا انسان مواظب نمازهای پنجگانه در اوقاتش میباشد ، شیطان از او میترسد پس وقتی آن را ضایع ساخت (نمازها را در اوقاتش نخواند) شیطان بر او جرأت نموده و او را به گناهان بزرگ وا میدارد.
جایگاه نماز اوّل وقت به گونهای است امام علی ـ علیه السلام ـ در جنگ صفّین سرگرم نبرد بود چون وقت نماز ظهر شد دست از جنگ کشیده و نماز بجا آورد .
امام حسین ـ علیه السلام ـ نیز در ظهر عاشورا وقتی که وقت نماز فرا رسید نماز را به همراه اصحاب در اول وقت اقامه کردند. اولین شهید نماز سعید بن عبدالله حنفی هنگام نماز امام، جلوی او ایستاد و همه تیرهای دشمن را که به سوی امام میآمد به جان خرید تا آنجا که نماز امام پایان یافت . و او غرق در خون، او نیز به شهادت رسید .
از امام صادق (ع ) است که فرمود : شفاعت ما (اهل بیت) به کسی که نماز را سبک بشمارد نمیرسد .
از امام رضا (ع) است که : وقتی وقت نماز فرا رسید نماز را در اول وقت بجای آر زیرا که نمیدانی در وقت بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد.» (و شاید در اثر اتفاق یا حادثهای نتوانی نماز را بجای بیاوری)
از شهید رجائی است که : به نماز نگوئید کار دارم ، بلکه به کار بگوئید که وقت نماز است .
هر چند خواندن نماز در اول وقت واجب نیست ، ولی میزان ارزش گذاری برای آن میزان ارزش نهادن بر دستور الهی را نشان می دهد که امور دنیوی یا دستور خدا .
4- حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام شمردن :
خداوند در سوره بقره آیه 278-280 می فرماید : ای کسانی که ایمان آوردهاید ، از خدا پروا کنید و اگر مؤمنید ، آنچه از ربا باقی مانده است واگذارید . و اگر [چنین] نکردید، بدانید به جنگ با خدا و فرستاده وی ، برخاستهاید و اگر توبه کنید ، سرمایههای شما از خودتان است .
ــ و در سوره نساء آیات 30-29 آمده : اى اهل ايمان! اموال يكديگر را در ميان خود به باطل [و از راه حرام و نامشروع] مخوريد ، مگر آن كه تجارتى از روى خشنودى و رضايت ميان خودتان انجام گرفته باشد .
ــ مومن بدنبال بافتن کلاه ( به اصطلاح شرعی ) بنام های مشارکت مدنی ، سود سپرده ، حق التسریع ، حق الزحمه اضافه کاری ، خرید دیون ، و و و ... برای خدا نمی رود . زیرا دهنده ، گیرنده و خدا هم می داند که همه صوری و ظاهری است .
ــ مال وسيله است نه هدف . دنيا ومال دنيا در صورتى ارزش دارد كه از راه حلال به دست آيد و در راه خدا مصرف گردد ، اگر همه دنيا را با هرچه در او هست مجّانى به مومن حقیقی ببخشند ، ولى در آن رضايت و خشنودى حضرت دوست نباشد ، به اندازه آب بينى خوك جذام گرفته ارزش ندارد!
ــ مومن اگر دنبال كسب و مال برود ، به خاطر حبّ مال و شهوت دنياخواهى نيست ، او از دنيا به اندازه لازم برمی داريد و در اين برخورد اگر سهم بيشترى نصيبش شد ، آن سهم را تبديل به عمل صالح می کند
ــ حضرت علی (ع) است که : سوگند به خدا اگر همهی دنیا را به من دهند تا با اندازهی گرفتن پوست جو از دهان موری خدا را نافرمانی کنم نخواهم کرد .
5- ترک معصیت
از آیت الله بهجت سوال کردند : این جانب تصمیم دارم که به خداوند، قرب پیدا کنم و سیروسلوک داشته باشم، راه آن چیست؟ جواب دادند : چنانچه طالب، صادق باشد، «ترک معصیت»، کافی است برای تمام عمر، اگرچه هزار سال باشد.
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است .
غرض از خلق، عبودیت است (و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56) و حقیقت عبودیت، ترک معصیت است در اعتقاد و عمل ، بوسیله اندام ها . ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود ، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت .
اگر خود و کمال خود را خواهانیم، باید دوست خدا باشیم و اگر دوست خداییم، باید به دستورات او عمل کنیم .
پس کیمیای سعادت، یاد خداست و اجرای اوامر اوست
کوچک و بزرگ باید بدانیم راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت ، بندگی خدای بزرگ است ، و بندگی در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات . ( ترک معصیت مطلق نمی شود بلکه در حد نهایت توان )
6- خدا را در همه حال ناظر بر اعمال خود دانستن حتی امور کوچک
موسى بن جعفر عليه السلام از پدرش نقل مىكند كه خدا به موسى فرمود: به زيادى مال خوشحال مشو و يادم را در هيچ حالى فراموش مكن، زيادى مال گناهانت را فراموشت مىدهد و ترك ياد من قلبت را سخت مىكند.
آورده اند : روزی دو بت پرست خواستند خلوتی بکنند . پس به خانه خلوتی و اتاق خلوتی و انباری خلوت از اغیار رفتند . ناگاه متوجه شدند که بتی در آنجا هست . اندیشیدند که بت آنها را خواهد دید . پس دستمالی روی سر بت انداختند تا آنها را نبیند . آنها از کار خود در پیش آن بت جامد بی روح و فاقد اختیار شرم داشتند . حال ما که معتقدیم خدا در همه حال ناظر اعمال ما است و قادر به مکافات ماست ، چگونه به خود اجازه انجام معصیت ولو کوچک را به خود می دهیم .
با آنکه میدانیم عاقبت تخم مرغ دزد شتر دزد می شود . ارتکاب به معصیت های کوچک یاد خدا را از انسان دور و او را به ارتکاب معصیت های بزرگ جسور تر می کند .
در احادیث آمده : شیطان به ارتکاب معصیت های کوچک ما بسنده می کند زیرا همین گناهان بظاهر کوچک هستند که جمع می شوند و گناهان بزرگ را تشکیل می دهند .
7 - نماز شب و استغفار در سحر گاهان :
در مورد اهمیت نماز شب به سه روایت بسنده می کنیم :
امام جعفر صادق (ع) مي فرمايد : در قرآن براي هر كار نيكي كه انجام مي دهد پاداشي است مگر «نماز شب » كه خداوند از آن نظر كه پاداش آن در نزد خدا بسيار بزرگ بوده ، بيان نفرموده .
در اولین ملاقات مرحوم علامه طباطبایی ( صاحب تفسیر المیزان ) با مرحوم آقا سید علی قاضی ، مرحوم قاضی به ایشان فرمود: فرزندم ! اگر دنیا میخواهی نماز شب بخوان ، اگر آخرت هم میخواهی نماز شب بخوان. ( یعنی رسیدن به دنیا و آخرت را نماز شب تضمین می کند . )
عارف نامي ملا حسينقلي همداني گويد : تمام كساني كه در مقامات دين به جايي رسيده اند همه از شب خيزان بوده اند و كسي غير از آنها ديده نشده است .
در مورد استغفار در سحر گاهان :
زمان و مکان خاصی برای دعا و استغفار وجود ندارد و همیشه و در همه جا می شود ( به اصطلاح ماهی را هر وقت از آبی بگیرید تازه است زیرا شاید عمر کفاف زمان و مکان خاص را ندهد . (منتهی در زمان های خاص ( چون سحر گاهان و طلوعین و مکانهای خاص چون مساجد و اماکن متبرکه تاکید شده است . )
از زمان های خاص تاکید شده سحر گاهان است . ( زمان نزدیک به طلوع فجر؛ زمان نزدیک به دميدن سپیده دم را «سحر» ميگويند.) و طلوعین ( از سپیده صبح تا طلوع خورشید ) است .
خدا در سوره الذاریات آیات 15 تا 18 آل عمران آیه 17 در توصیف متّقین ميفرمايد: متّقین در سحرگاهان طلب مغفرت میکنند.
« در روایتی از پیغمبر اکرم (از وصایای پیامبر اکرم به حضرت علی (ع) است که میفرمایند : ای علی، هنگام سَحَر دعا کن و از خدا درخواست کن ! چرا ؟ چون دعایت در آن موقع رد نمیشود. دعاي در سحرگاه ، بهترين دعاها ست .
در سَحَر چه بخواهيم؟
انسان بسته به معنویتش در سَحَر ميتواند هر چیزی را از خداوند بخواهد .
دراین مورد به چند بیت از حافظ بسنده می کنیم که :
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
ز بخت خفته ملولم بود که بيداري
به وقت فاتحه صبح يک دعا بکند
گوييا خواهد گشود از دولتم کاري که دوش
من هميکردم دعا و صبح صادق ميدميد
8- پرهیز از غذای شبهه ناک
امام باقر عليه السلام بنقل از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند آگاه باشيد كه جاندارى نمىميرد مگر آن كه به تمام روزى مقرّر شدهاش برسد ، خداى تبارك و تعالى روزى را از طريق حلال بين بندگانش قسمت كرده و اين قسمت را از راه حرام قرار نداده ، هركس تقوا پيشه كند و بر حرام صبر نمايد به روزى حلالش مىرسد ، هركس پرده حيا و حرمت را بدرد و از غير حلال كسب روزى نمايد ، از مقدار حلالش كاسته خواهد شد و در قيامت آنچه از حرام به دست آورده به حساب او خواهد آمد .
حضرت علی (ع) در نامهای به عثمان بن حنیف، کارگزار خود را در بصره میفرماید: ای پسر حنیف! به من خبر رسیده که مردی از جوانان بصره تو را به ولیمهای دعوت کرده و تو به آن شتافتهای... پس، بنگر که بر سر این سفره بر چه غذایی دندان مینهی، آنچه را که حلال و حرامش بر تو آشکار نیست ، از دهان بیرون افکن و آن چه را به پاکی راههای فراهم آوردنش یقین داری بخور .
آیت الله بهجت : خوردن غذای شبههناک و نیز خوردن غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد ، هر چند جایز است ، ولی انسان را مریض و از عبادات محروم میکند و یا سبب سلب توفیق میشود. شخصی می گفت : خود شاهد بودم که ببرای آیت الله بهجت از راه دور هدیه ای ناچیزی آورده بودند . به همراهان عارف می داد (تا بر او برسانند آنچه مرسوم علما هست و همه همراهان قبول می کنند . ) ولی هیچکس از همراهان به احتمال شبهه ناک بودنش ، مسئولیت رساندن را برعهده نمی گرفت با اسرار آورنده از خودش اجازه گرفتند .
غذایکاثرذاتی در انسان دارد و کاری به دانستن و ندانستن ندارد. می بینید که اگر یکی تشنه است ، کاسه ای زهر یا سمّ می بیند بگمان اینکه آب است ، آن را سر می کشد . اما آن کاسه ی زهر، نمی گوید که: چون تو نمی دانستی من تو را نمی کشم . اثرش را می گذارد .
از تبعات غذای شبهه ناک و حرام ، این است که توجه و بیداری را از انسان سلب کرده ، او را در غفلت فرو میبرد. وقتی چنین شد ، حال عبادت ندارد ، از نماز لذت نمیبرد و بدتر از آن، از گناه لذت میبرد . به مرتبهای از سقوط میرسد که رابطه با خدا برایش مشکل است و نه تنها موفق به خواندن نماز شب نمیشود ، بلکه توفیق نماز اوّل وقت نیز از او سلب میشود .
9- با رفاه ، خوشگذرانی و شکم چرانی عبودیت و سیر و سلوک حاصل نمی شود .
عطار نیشابوری در کتاب تذکرة الأولیاء گفته شده که ابراهیم ادهم پادشاه بلخ بوده و سلطنتی باشکوه داشته به طوری که وقتی می خواست از جایی بگذرد چهل گرز از جلو و چهل گرز زرین از پشت سر او می بردند میگویند شبی برتخت سلطنت خوابیده بود که نیمه های شب با صدای لرزان سقف قصر از خواب بیدار شد گویی کسی بربام قصر راه می رفت ابراهیم فریاد زد کیستی ؟
کسی گفت( آشنایم شتر گم کرده ام ) ابراهیم گفت ( ای نادان بر پشت بام به دنبال شتر می گردی شتر کجا و بام قصر ما کجا ) .
ان مرد گفت ( ای غافل تو خدا را برتخت زرین و در جامه اطلس می جویی ، یافتن شتر بربام عجیب تر از آن نیست )
روايت شده است كه شريح بن حارث، قاضى اميرالمؤمنين(عليه السلام) در دوران حكومت حضرت، خانه اى به هشتاد دينار خريدارى كرد، خبر اين قضيه به آن حضرت رسيد، امام(عليه السلام) شريح را فرا خواند و به او چنين فرمود: (به من خبر رسيده كه خانه اى به قيمت هشتاد دينار خريده اى و براى آن قباله و سندى نوشته اى و بر آن گواهانى گرفته اى)؛ اى شريح بدان به زودى كسى به سراغت مى آيد كه نه به قباله ات نگاه مى كند و نه از شهودت مى پرسد تا تو را از آن خانه آشكارا خارج كند و تنها به قبرت تحويل دهد)
این خانه ای است که بنده ای خوار شده، و مرده ای آماده کوچ کردن، آن را خریده، خانه ای از سـرای غرور، که در محلّه نابودشوندگان، و کوچه هلاک شدگان قرار دارد، این خانه به چهار جهت منتهی می گردد.
یـک سـوی آن بـه آفـت هـا و بلاها، سوی دوّم آن به مصیبت ها، و سوی سوم به هوا و هوس هـای سـسـت کـنـنـده، و سوی چهارم آن به شیطان گمراه کننده ختم می شود، و درِ خانه به روی شیطان گشوده است.
ایـن خـانـه را فـریب خورده آزمند، از کسی که خود به زودی از جهان رخت برمی بندد، به مبلغی که او را از عزّت و قناعت خارج و به خواری و دنیاپرستی کشانده، خریداری نموده است.
اعتراض به خانه مجلّل یکی از دوستان
امام علی علیه السّلام یکی از یاران خود ( علاء بن زیاد ) را که خانه مجلّلی در بصره داشت ، نصیحت کرد و فرمود:
تو در قیامت به چنین خانه ای نیازمندتری.
به عمر بن عبد العزیر خبر دادند که یکی از کارگزارانش خوش خوراک بوده و سفره پرهزینه ای دارد . خلیفه او را به بهانه ارائه گزارش از محل خدمت خود ، به دربار فراخواند . عمر بن عبدالعزیز (که زندگی زاهد گونه و سفره ای بسیار ساده داشت . ) چنان برنامه ریزی کرده بود که تا پاسی از وقت غذا گذشته کار گزار پیشش بماند . چون جلسه تمام شد و کارگزار خواست مرخص شود ، خلیفه از او خواست تا شام را با هم بخورند . پس دستور دا تا شام را آوردند . ( طبق برنامه ریزی قبلی ) غذای معمولی خلیفه که آش عدس بود ، آوردند . کارگزار که از وقت غذایش گذشته و بسیار گرسنه شده بود از آش با تعریف و تمجید آنقدر خورد که سیر شد . پس خلیفه دستور داد تا غذای مهمان را آوردند . ( سفره ی پر زرق و برق با غذاهای متنوع و خوشمزه ) آنگاه از مهمان خواست تا صرف کنند . کار گزار از خوردن امتناع کرد و گفت که آش خوشمزه زیاد خورده و سیرش کرده . پس عمر بن عبدالعزیر خطاب به او گفت : شکمی که با یک آش ساده ارزان قیمت و مورد مصرف اکثریت جامعه سیر می گردد چه احتیاجی به غذا های پر هزینه رنگین دارد که برای هر لقمه اش در پیشگاه خدا باید حساب پس بدهی ؟