اثر هم نشین :

از سعدی است :

گِلی خوشبوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم


بدو گفتـم که مشکی یا عبیـری

که از بوی دلاویز تو مستم

بگفتا من گِلی ناچیـــز بودم

ولیـکن مدّتی با گل نشستم

کــمال همنشــین در من اثر کرد

وگرنه من همان خاکم که هستم

وقتی برای شیری مایه ماست و یا پنیر می زنند اگر انسان دقت کند و به اصطلاح چهار چشمی آن شیر را بپاید نمی تواند لحظه تبدیل شیر را به ماست و یا پنیر را درک کند . ولی بر اثرجمع شدن فعل و انفعالات هر چند کوچک و غیر قابل رویت باکتری ها ، پس از زمانی شیر تبدیل یه ماست و یا پنیر می شود . و این اثر همنشینی مایه ی پنیر و یا ماست است باشیر هر چن مقدار مایه نسبت به شیر بسیار کم است ولی تاثیرش را بر انبوه شیر می گذارد .

حال انسان ها هم یک شبه تغییر نمی کنند بلکه از تجمیع تاثیرات رویداد ها ی هرچند کوچک و غیر قابل حس لحظه ای ، در نهایت موجب می شود که تغییرات قابل درک و مشاهده بین زمان های مختلف در خود انسان و یا در مقام مقایسه بین انسان ها با هم بوجود آید . که فرد بیسواد با با سواد و یا با فرهنگ و بی فرهنگ و یا مومن و لالبالی و بی قید و ... قابل درک و شناسایی برای همگان باشند ، تشکیل می دهند .

در دنیای پر از فضا های مجازی و تبلیغات های پر زرق و برق منحرفه و بی در و پیکر امروزی و مشکلات گذران زندگی و نا توانی در کنترل فرهنگ اصیل با چه برنامه ای همراه با استفاده از تکنولوژی روز کنترل شخصیتی آینده ی خود و وابستگانمان را کنترل کنیم .

بنابرین مجالست با افراد فاسق ، فاسق ، و اهل غفلت و وسایل ارتباطی منحرفه دوری کنید زیرا همانطور که حرف می زنند و یا برنامه پخش می کنند ، روحیات خود را هم منتقل می کنند . در یک جمله :

تو اول بگو با کیان زیستی

از آن گه بگویم که تو کیستی

رفیقی میگفت : در جبهه با رزمنده ای همسنگر شدم که به اشرافزادگان می خورد تا به رزمنده . تا با او انس گرفتیم از گذشته اش پرسیدم . گفت من قبل از انقلاب اشرافزاده ای بودم که در رفاه کامل بسر برده و خانواده ام هیچ گونه انسی با دین و دینداری نداشتند . و تا چند سال بعد از انقلاب هم همینطور بود (او فرزند یکی از سرمایه دار معروف بود که تولیدات کارخانه هایش بعد از انقلاب جزو لوازم خانگی سهمیه ای بودند . ) لطف خدا شامل ام شد تا با جوانی مذهبی آشنا شدم تاثیر مجالست با او موجب شد که و با آنها نیز وصلت کردم . و به مذهب روی آوردم . همین روی آوردن به مذهب بود که خانواده ام مرا از خود طرد کرده و از ارث نیز محرومم کردند . ولی لطف خدا شاملم شد و اگر خدا قبول کند در صف مسلمانان قرار . ( او تمام نماز و روزه های فوت شده ی خود را نیز قضا کرده بود . )