• دلا ياران سه قسمند اربداني  
  •                                                        زباني اند و مالي اند و جاني
  • به ناني نان بده از در برانش  
  •                                                        به ياران زباني با زباني
  • وليكن يار جاني را بدست آر  
  •                                                     برايش جان بده تا مي تواني
  • از اين گروه ، دوستان زباني ها اكثريت قريب به اتفاق  بي ثمر هايي هستند كه انسا ن فكر مي كند كه در روز سختي تكيه گاهي هستند در صورتيكه سراب مي نمايند و شبحي بيش نيستند و وجود خارجي ندارند كه ثمري داشته باشند . دسته دوم در خدمتت هستند تا زماني كه برايشان نفعي داشته باشي . بعبارتي خدمت مي كنند در مقابل مواجب . اگر اجر و مزدي نباشد خدمتي هم در كار نيست . تنها فرق اين افراد با كار گران غريبه در اين است كه آنها نام و حسن حسابت را مي دانند . اگر خوش حساب باشي در صورت نياز جواب رد نمي دهند ولي اگر خوش حساب نباشي در صور نياز عذر و بهانه مي آورند ولي كار گران غريبه شناختي از تو ندارند  . گروه سوم دوستاني هستند كه قابل اعتماد و تكيه گاهي مطمئن هستند . اينها كساني هستند كه چه برايشان نفعي داشته باشي و يا نداشته باشت بر خود وظيفه ي معنوي مي دانند كه در حد توان حق سلام و ارادت دوستي را نگه دارند . شايد به جهت مشكلات مادي و يا اجتماعي در موردت كاري از دستشان بر نيايد ولي حد اقل تولي و تبري مي كنند در رويدادها ي شادت شاد و در ايام تنگي ات ناراحت هستند هر چند آن را علناً ابراز ندارند . بنظر شما كدام ارزش بيشتري دارد ؟
  • آري مسلماني ما هم چنين است : بعضي از مسلماني فقط نامش را يدك مي كشند و خود را برادر ديني مسلمانان مي خوانند . هر دوز و كلكي كه بگويي در حد توان و امكانات انجام مي دهند و نفعي بر برادران مسلمان ندارند . دسته دوم در خدمت برادران ديني هستند تا زمانيكه برايشان نفعي داشته باشند در غير اين صورت غير مسلمانان را بر آنها ترجيح مي دهند . حتي در انجام فرايض ديني اگر يقين كنند كه اجري بر آنان نيست . زحمت بجا آوردن آنها را نيز بخود نمي دهند . براي مثال چون شنيده اند كه براي هر تسبيح فاطمه زهرا كه 101 ذكر است باغي در بهشت مي دهند آن را 102 نمي گويند و يا اگر بدانند كه صدقه اي كه مي دهند دفع بلا نخواهد كرد آن را نخواهند داد هر چند اندك باشد مگر آن كه مقدار و جنس آن ، آنقدر ناچيز و اوراقي باشد كه كسي از آنها قبول نكند پس به صندوق صدقات خواهند انداخت  . دسته ي سوم كساني هستند كه بر خود وظيفه مي دانند بشكرانه فيوضات و توفيقاتي كه ظاهراً هر چند ناچيز  بر آنها مي شود ،  اعمال خير را انجام داده و حق بندگي را بجا آورند . و بدنبال باغ و درخت و تعداد ذكر و ... نيستند . حالا چطور ؟