همراه با حافظ 8
غزل 456
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
شرح :
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
( آغاز فصل بهار است سعی کن که شاد باشی که بعد از تو گل های زیادی باز خواهد شد ولی تو در زیر خاک خواهی بود .)
ظاهر غزل بهار است استفاده از فرصت های بهار جهت استفاده از زیباییهای طبیعت است ولی حقیقت امر استفاده از فرصت های حیات و عمراست .
بهار فصل کار و کوشش و کشت و زرع است به امید داشتن محصول در فصل برداشت . کسی که از فرصت های بهاری برای کشت و زرع استفاده ی بهینه نکند مسلماً در فصل برداشت دچار مشکل خواهد بود و در روز نیاز فصل زمستان بی توشه .
رابطه دنیا و آخرت هم چنین مثالی گفته اند . چنانکه گویند : «الدنیا مزرعه الاخره » دنیا مزرعه کشت و زرع برای نیاز های آخرت است . حافظ می گوید : « نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی » یعنی حالا که زمان و توان کار برای ذخیره زاد و توشه ی آخرت داری استفاده کن تا برای آخرت آرامش خاطری داشته باشی ، چون فرصتی را که حالا در دست داری با مرگ و زیر خاک رفتنت از دستت خواهد رفت و فرصت از آن آیندگان خواهد بود .
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
( من نمی گویم که در این نوبهار با که بنشین و یا چه بنوش ،که اگر عاقل باشی خود خواهی دانست . )
از نظر عرفانی دو عامل دوست و نان تأثیر بسزایی در هدایت و یا گمراهی ، سعادت و یا شقاوت افراد دارند . چنانکه ضرب المثلی است که می گوید :
تو اول بگو با کیان زیستی
پس آنگه بگویم که تو کیستی
و یا در مورد نان نیز یکی از عرفا می گوید : اگر تکه نانی حلال بدست آورم آن را سوزانده و خاکستر می کنم و با آن بیماران را درمالن می کنم .
حافظ معتقد است که افراد توانایی ها و استعداد های متفاوتی دارند . افرادی که یک اشاره برای آنها کافی است و افرادی که نه تنها در آنها کارگر نخواهی بود بلکه اعصابت را نیز به عناوین مختلف خرد خواهند کرد ، لذا وارد جزتیات نمی شود و فقط اشاره ای می کند که من نمی گویم که با چه کسی نشست و بر خاست کن و یا چه بخور و بنوش که با اشاره ای یاد آوری کردم و اگر عاقل باشی خودت آن را می فهمی .
چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
( چنگ در پشت پرده تورا پند می دهد ولی این پند و اندرز زمانی در تو اثر می کند که قابل باشی . )
معمولاً برداشت افراد از اشیاء پیرامون خود دو گونه است : یکی ظاهری و مجازی و دیگری معنوی و معرفتی . بیت فوق مصداق این دو تعبیر است . ظاهر بیت چنگ ( آلت موسیقی ) در پرده موسیقی پندی می دهد و این پند چنگ زمانی در تو اثر دارد که توان درک آن را داشته باشی . از نظر معرفتی چنگ در پشت پرده و محرمانه پندت می دهد چنانکه مولوی در مثنوی معروف خود گوید : « بشنو از نی چون حکایت می کند از جدائیها شکایت می کند » و ... و این پیام را کسانی درک می کنند که
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
( در چمن هر برگی حالتی دارد و حیف است که تو از حال دیگران بی خبر باشی . )
هر برگ و صحنه در صحرا جلوه ای از قدرت و معرفت خداوندی است . رنگ ، بو ، نقش ، تنوع و ... حیف است که این صحنه ها را دیده و از آنها عبرت نگرفته و سر تسلیم فرود نیاوری . بنابرین از فرصت های عبودیت بهترین استفاده را بکن .
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
(غصه دنیا نقد عمرت را بیهوده از دستت می گیرد اگر شب و روز خود را در گیر این قصه مشکل بکنی . )
با این بیت ماهیت معنوی و معرفتی ابیات گذشته رو می شود که این عمر و فرصتی که دردستت هست با در اندیشه مادیات و لذایذ دنیوی بیهوده و به آسانی و ارزانی از دستت مده .و بیت دیگر مکمل این بیت است که گوید :
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
( اگر چه از ما تا دوست راهی پر از ترس است ولی اگر آشنای راه باشی رفتنش آسان است .)
اگر چه در حد فاصل انسان خاکی تا ملکوتی مسیر پر پیچ و خم و انشعاب های انحرافی بسیاری است و رسیدن به وصال دوست بسیار مشکل و یا مدینه فاضله می نمایاند ولی اگر مسیر را شناخته و راه های انحرافی آن را بدانی رفتن در آن راه آسان بوده و چندان مشکل هم که می گویند نخواهد بود .
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
( حافظا اگر شانس یاریت کند صید آن یار خواهی شد . )
شما تلاشت را بکن و اگر هم بخت با تو یار بود ممکن مورد فیض و رحمت الهی قرار گرفته به وصال دوست برسی . حافظ در جایی دیگر در مورد توجه و عنایت الهی قرار می گوید :
فیض روح القدوس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنکه مسیحا می کرد