نعمت و شکر :

منّت خدای را عزّوجلَ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت . هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرّح ذات . پس در هر نفس دو نعمت موجود و بر هر نعمت شکری واجب .

از دست و زبان که بر آید

                       کز عهده شکرش بدر آید

اَعملو آل داود شُکراًو قلیلً من عبادی الشَکور ...[1]

اگر متوسط تعداد تنفس را در دقیقه 20 بار در نظر بگیریم که می شود 20 دم و 20باز دم که جمعاً 40تا در دقیقه می شود . حیات آدمی به هریک از اینها بستگی دارد که هر دم و یا باز دمی متوقف شود حیات آدمی  پایان می پذیرد و جسم آدمی به جسد آدمی تبدیل می شود .  بعبارتی انسان می میرد و این کار دم و باز دم عملاً در دست هیچ بنی نوع بشری نیست و فقط دست خداست . و اگر اراده بر ایستش باشد ، اسباب های ظاهری چون سلامتی و دوا و دکتر بازیچه ای بیش نیستند :

در راستای همین مورد ،استادی نقل می کرد زوجین جراحی متبحر در همسایگی داشتیم فرزندی حدود ده ساله ای بیش نداشتند که از نظر جسمی صحیح و سالم بود . روزی سر سفره ی شام که همدیگر را می دیدند نفس بچه  به شمارش می افتد . خود معاینه می کنند چیزی دستگیرشان نمی شود . به بیمارستان منتقل می کنند تا از در بیمارستان وارد می شوند نفس به حالت عادی بر می گردد . همکارانشان هم در بیمارستان معاینه می کنند ، سالم تشخیص می دهند . به خانه بر می گردند تا وارد خانه می شوند دوباره نفس او به شمارش می افتد و باز به بیمارستان بر می گردانند . باز خوب می شود .چند متخصص دیگر را خبر می کنند همه به اتفاق او را سالم تشخیص می دهند . تا به خانه بر می گردانند روز از نو و روزی از نو . تصمیم می گیرند که اینبار به تهران منتقل کنند ولی هنوز از شهر خارج نشده جان به جان آفرین تسلیم می کند .

پس بنابرین در هر دقیقه 40 شکر برای تنفس که بصورت غیر ارادی انجام می دهیم می باشد .  

تنها دستگاه تنفس نیست که جای شکر دارد بلکه سایر دستگاهای بدن هم دست کمی از تنفس ندارند .

 دستگاه گوارش بنگر: تنها آخرین و نهایی ترین قسمت دستگاه گوارش را در نظر بگیرید که دریچه های نگهدارنده ی مواد دفعی ( اسفنکتر مقعد و دریچه مثانه ) اگر کار نکنند انسان نمی تواند مدفوع و یا ادرار خود را نگه دارد چگونه می تواند نه تنها در خارج از خانه بلکه در داخل خانه خود را کنترل کند . اطرافیان و نزدیکان هم تا کی از انسان مراقبت می کنند ؟

 و یا دستگاه گردش خون : به هر قسمتی از بدن که خون نرسد آن قسمت از بین رفتنی است و اگر چند مویرگ ناچیز در دیواره ی قلب یا مغز گرفته شود چه می شود ؟

سایر دستگاههای بدن چون استخوانبندی ، عصب ، غده های درون ریز و برون ریز ، بینایی ، شنوایی  گویایی و ...

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید .

خدا وند در قرآن می فرماید : او خدائی است که بر شما گوش و چشم ها و قلب ها آفرید ولی عده ی بسیار کمی شکر گزارند .[2]

از دو نعمت بزرگ که وجود دارد ولی به چشم دیده نمی شود یکی سلامتی بدن خود انسان است که برای هر لحظه و لحظه اش کسی را یارای شمردن تعداد نعمت نیست چه رسد به شکر آنها .

از جمله نعمت های بزرگی که به چشم دیده نمی شود امنیت است . اهمیت این نعمت را کسانی درک می کنند که ناامنی را لمس کرده اند که جان و مال و ناموس هر آن در معرض تجاوز قرار دارد . چه بسیار ناگفتنی هایی که بخاطر رعایت  موازین اخلاقی و یا حیثیّتی و اجتماعی وجود دارد ولی بزبان آورده نمی شود . که انسان هرلحظه آرزوی مرگ می کند ولی بسراغش نمی آید .  در اوایل انقلاب افراد مسنی که اشغالگری های جنگ اول و دوم جهانی و پس از آنها ملوک الطوایفی و خان خانی های بعد از آن را دیده و امنیت نسبی قبل از انقلاب را نیز دیده بودند زیاد به انقلاب و نتایج آن خوشبین نبودند وقتی از نزدیک و بطور صمیمی با آنها به گفتگو می پرداختی چیز هایی را که از نا امنی های زمان گذشته بیاد داشتند نقل می کردند  .  وقتی خود را در قالب آنها می گذاشتی حق را به آنها می دادی . خداوند در مورد غلبه بر دشمن  نعمت امنیت بوسیله ی آیات متعددی برای مسلمانان یاد آورشده :

بخاطر بیاورید هنگامی که شما را در روی زمین گروهی کوچک و اندک و زبون بودید آن چنان که می ترسیدید مردم شما را بربایند ولی او شما را پناه داد و با یاری خود تقویت کرد و از روزی های پاکیزه بهره مند ساخت شاید شکر نعمتش را بجای آورید . [3]

خداوند نعمتی را که بر هر قومی داده تا وقتی که آن قوم خود نخواهند تغییر نمی دهد و خدا شنوا و داناست . [4]

موسی به قوم خود گفت : به خاطر آورید نعمت بزرگ خدا را بر خودتان که شما را از آزار و شکنجه ی فرعونیان و کشتن پسران و باقی گذاشتن دختران  نجات داد که این بلا امتحان بزرگی از طرف خدا برای شما بود .[5]

ای کسانیکه ایمان آورده اید ، نعمتی را که خدا به شما بخشیده به یاد آورید آن زمان که جمعی ( از دشمنان ) قصد داشتند دست بسوی شما دراز کنند و شما را از میان بردارند اما خدا دست آنها را از شما کوتاه کرد پس از خدا بپرهیزید ... [6]

خداوند در قرآن بخشی از نعمت های خود را که قابل فهم عوام نیز است در سوره ی الرحمن آورده که گوید : او خدایی است که انسان را خلق کرد .  آنگاه به او قرآن را آموخت :

 (قرآن تنها کتابی است که راهنمای بی نقص هدایت آدمی از ظلمات بطرف نور آن هم در محدوده ی زمانی خاص باشد ، نیست  و بعنوان امّ‌الکتاب و  از ابتداء تا انتهای  خلقت در آن  آمده است . اگر ما بمانند وجودِ وسیله ای ( ماشینی ) در دسترس که ما طریقه ی استفاده از آن را بلد نیستیم آن وسیله چه تقسیری دارد  و اینجا ما توان استخراج مطالب را از آن را نداریم که اشکال از ماست نه از قرآن . و همین  آموختن و یاد گرفتن را خدا  به ما آموخته پس خود شکری دارد . ) .

 تعلیم نطق و بیان را آموخت ( بیان نیاز های درونی خود به ساده ترین روش ) .

خورشید و ماه که بطور دقیق و حساب شده در گردشند . ( بیان گذران زمانهای مشخص در نتیجه بوجود آمدن شب و روز و ماه و سال و اموری که بدان ها مربوط است.   ... )

درختان و ستارگان همه در اطاعت اویند ( ستارگان که خارج از دسترس انسانها می باشند درختان که همه تسبیح او را گویند اگر ما گوش شنوا و چشم بینا نداریم لااقل  اهل معرفت و کمال به این امر آکاهی و یقین دارند و تأیید می کنند )

آسمان را با آن عظمت خود با نظمی دقیق بر افراشت . .... (آنگاه برای رفاه و تغذیه انسان )  زمین را برای زندگانی انسان خلق کرد و در آن میوه های گوناگون چون خرما و غلات و حبوبات و گلها و ریاحین را آفرید .

از جمله آیات الهی بادهای بشارت آوری ( باران و یا حرکت دادن به کشتی )   است تا شما را به چیزی از رحمت خود بهره مند سازد باشد که شکر نعمتش بجا آورید . [7] همین باد بشارت آور اگر شکرش بجا آورده نشود طوفانی از بلاهای آسمانی می شود که بنظر تعدادی نماز آیات نیز بر آن واجب می شود .

از نعمت های بزرگ الهی آبهای روان و دریا ها هستند .که اگر انسانها بطورصحیح از آنها استفاده کنند منبع سرشاری از انرژی هستند که می توانند از آنها بهره گیرند :  چون در قدیم  استفاده از انرژی موجود در آبهای روان جهت آبیاری مزارع مرتفع و فواره های طبیعی آب جهت مراکز تفریحی و تفرجی و جابجایی اشیاء سنگین در مسافتهای دور و چرخش  آسیابهای آبی و ... و در عصر حاضر مهار آنها جهت به حرکت در آوردن توربین های آبی و ... دریا ها ارزانترین وسیله ی حمل و نقل و ماهیهای آنها منبع غذایی رایگان و بدون ضرر برای تمام افراد و ودارو و در مان بسیاری از بیماری های مزمن مروارید و مرجانهایش برای زینت آلات و ...  و همه مستقیم و یا غیر مستقیم از ازن نعمت بیکران الهی استفاده می کنند . پس بنا براین میزان شکر این نعمت قابل ذکر نیست . وخدا نیز در قرآن در آن مورد گوید :

خداست که دریا را برای شما مسخر کرد تا کشتیها در آن آب روان گردند تا سفر و تجارت کنید باشد که شکر نعمت او را بجا آورید .[8]

آیا نمی بینی که چگونه کشتی به لطف و نعمت الهی در دریا سیر می کند و این آیتی است برای اشخاص صبور و شکر گزار .[9]

لوء لوء و مرجانها را که از این دو دریا ها بوجود می آیند . و کشتیها در آن دریا ها در رفت و آمدند و ... پس کدامین نعمت خدا را انکار می کنید ؟[10]

او خدایی است که دریا ها را برای شما مسخر کرد تا از گوشت های تر و تازه آن تغذیه کنید و از زیور های آن ( لوءلوء و مروارید ) استخراج کرده و کشتی ها را در آن به حرکت در آورده با شد که شکر خدا را بجا آورید .[11]

در صورتیکه ماده اولیه خلقت انسان پست بود او را خلق و  بالاترین مقام را که خلیفه الهی است به او بخشید . در قرآن آمده : خدا شما را از بطن مادران بیرون آورد در حالیکه هیچ نمی دانستید پس به شما گوش و چشم و قلب عطا کرد تا مگر شکر نعمت های او را بجای آورید . [12]

و یا  : «ما تسلّط و مالکیت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم ، امّا کمتر شکر گزاری می کنید . »[13]

او چنان آبهای شور و گوارا را در کنار هم قرار داده که بهم مخلوط نمی شوند[14] .( آبهای شور و شیرین دریا ها و اقیانوس ها که دریا نوران به آنها آگاهی دارند و یا بزاق های دهان و چشم و بینی که در دسترس و قابل لمس و استشمام برای همه  و یا خون و ادرار در کلیه و ... )

نعمت های انفرادی :

اگر موهبتی از طرف بار تعالی برای کسی شده و امتیازی بر دیگران دارد  ، شکر مضاعف دارد و شکرش آن است که از آن امتیاز در جای صحیح و بموقع استفاده کند وگر نه در نهایت آن عزّت برایش جز ذلّت چیزی ببار نخواهد آورد بعضی از موهبت های خاص :

اسم اعظم : در میان مجلس حضرت سلیمان کسی به علمی از کتاب الهی دانان بود ، گفت : تا تو چشم برهم زنی من تخت بلقیس را اینجا می آورم و همان دم تخی را آورد  . چون حضرت سلیمات تخت را در جلو خود دید گفت : این توانایی از فضل خدای من است تا مرا امتحان کند و  ببیند که من شکر او می گویم و یا کفر می کنم . که هر که شکر کند همانا برای خود کرده و هر که کفر کند همانا برای خود کرده است . [15] و اگر کسی را توان رسیدن به آن مقام بود جای بسی شکر دارد در صورتیکه بلعم باعور علم به اسماء الهی بود ولی بر اثر تحریکات شیطان نتوانست کوچکترین خطری به حضرت موسی برساند بلکه خود را نیز به جهنم واصل کرد .

 علم و دانایی : علم و دانایی خود نعمت و موهبتی الهی است تا جایی که خداوند می فرماید : آیا آنان که می دانند با آنان که نمی دانند با هم برابرند ؟[16]

ما به لقمان حکمت عطا کردیم و خواستیم که شکر خدا کند که هر کش شکر کند برای خود کرده و هر کس کفران کند برای خودش کرده که خدا بی نیاز و ستوده است . [17]

روزی حلال : داشتن روزی حلال خود نعمت بزرگی است که شکر دارد و چون تقریباً 99 در صد مفاسد و انحرافات از روزی های غیر حلال سر منشأ می گیرند . روزی تنها خورد و خوراک نیست بلکه آنچه که انسان در جهان مادی کسب می کند چون پول و ثروت ، پست و مقام ، نیرو و قدرت و ... بنابرین تغذیه بخش ناچیزی از روزی را تشکیل می دهند هرچند همه در تعامل با هم عمل می کنند و تفکیک اینها از هم تقریباً از محالات است چون کسی که از حرام در آمد دارد نمی تواند بگوید که من غذایم  را از پول حلال تهیه می کنم مگر باکلاههای شرعی :

کسی را می شناختم که بکار سیگار مشغول بود وضع مالی اش هم خوب بود . می گفت : قطعه زمینی در دهات دارم که از پدرم به ارث رسیده ، می خواهم آنرا فروخته و به حج تمتع ثبت نام کنم . گفتم : شما که از نظر مالی بسیار خوب هستید و نیازی به فروش آن زمین ندارید ؟ گفت ؟ کسب و کارم شبهه ناک  است ولی آن زمین به خاطر ارث بودن حلال .

یه به قمار بازی گفتندکه با پول قمار نماز نمی شود گفت در بانک می گذارم و به خانه نمی آورم که نماز نشود و یا به کفش می دهم که با آن نماز نخواهم خواند .

کسی که از پُست و قدرت خود سوء استفاده می کند ولو کارمند دولت باشد حقوقی که می گیرد شبهه ناک است و حلال نیست . 

زمانی است که ضعف بدنی خود نعمتی است که حافظ در این مورد گوید :

من از بازوی خود دارم بسی شکر

                               که زور مردم آزاری ندارم

خداوند دور مورد شکر روزی حلال می فرماید :

از آنچه خداوند روزی حلال قرار داده تناول کرده و شکر نعمت های او را بجای آورید اگر واقعاً خدا را می پرستید . [18]

ای کسانیکه ایمان آورده اید از نعمتهای پاکیزه ای که بشما روزی داده ایم بخورید و شکر خدا بجا آورید اگر او را می پرستید . [19]

.... روزی را از خدا بطلبید و شکر او را بجا آورید که باز گشت شما بسوی اوست . [20]

انفاق : ( کسانیکه بطور آشکار و یا پنهان در راه خدا انفاق می کنند و امید تجارت دارند ما آنها را بی مزد نخواهیم گذاشت ) خدا برای آنها پاداش کامل عطا کند و بر فضل و ثوابشان می افزاید و بسیار بیامرزد و به شکر گزاران احسان فراوان کند . [21]

در رژیم سابق جهت تبلیغات کالا جایزه هایی در نظر می گرفتند کا گاهی قیمت جایزه بیشتر از قیمت کالا می شد از جمله چای که در تبلیغاتش می گفتند : هدف فروش چای نیست بلکه دادن جایزه است . حالا اینجا هم خدا نیاز به شکر ندارد چنانچه خود در قرآن می فرماید : خدا چه نیازی به مجازات شما دارد اگر شکر گزاری کنید که خداوند شکرگزار و آگاه است . [22] بلکه هدف دادن نعمتهای بیشتر است :   ... خدا فرمود : شما بندگان اگر شکر نعمت ها را بجای آورید بر نعمت شما می افزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است . [23]

حضرت ایوب  (ع) همیشه شکر گزار نعمت های الهی بوده که خدا او را بر گزید و براه راستش هدایت کرد . [24] (نه تنها نعمت هدایت بلکه مال بیشماری به او عطا کرده بود تعدادی گفتند که به خاطر ثروت است که شکر گزار است . پس خدا همه ی ثروتهای او را گرفت حتی سلامتی او را باز او از شکر گزاری دست نکشید پس دوباره همه را به او برگرداند . )

در مقابل مردم سرزمین سبا شکر نعمت به جای نیاوردند که نعمت از آنها گرفته شد  (برای مردم سبا  سرزمینی بین یمن و شام  دو باغ پر از نعمت های شیرین و گوارا قرار داده و گفته شد تا از آن خوراکی های حلال بخورید و شکر نعمات خدا را بجا آرید و لی آنها از شکر گزاری اعراض کردند پس آن دو باغ پرنعمت را برایشان تلخ و ترش و بد مزه و شور گز تبدیل کردیم ) و این کیفر کفران آنها بود تا کسی کفران نکند .[25]

حالت شکر و سپاس از خدا آنطور نباید باشد که برای می خواهیم برای خدا صدقه ی با منّت بدهیم . برای صحبت کردن در دمِ در با دوست چندین ساله از هم ، هم که ابائی نداریم لباس بر تن می کنیم ولی برای صحبت با خدا با لباس زیر مندس و شلخته و با اکراه در آخر وقت . یادش بخیر معلم ادبیاتی داشتیم که همیشه مواطب اطوی لباس هایش بود ولی موقع نماز در قسمت پستوی مسجد هر روز با شورت و پیراهن نماز می خواند  بعبارتی برای اطوی لباس بیشتر از خدا اهمیت می داد . خدا در قرآن می فرماید :  ای فرزندان آدم زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید و (از نعمت های الهی ) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خدا اسرافکاران را دوست ندارد .[26]  ( هر چند تعدادی از مسلمانان به استناد این آیه لباس ها و زینت آلات فاخر خود را در حین نماز به تن می کنند ولی چنین بنظر می رسد که وضع پوششی مسلمانان در حین نماز باید شایسته ی کسی باشد که با او صحبت می کند و از طرفی غیر مسلمانان به تمسخر  نگویند که این وضع مسلمانان در حال عبادت است و ...  )

همانا خدا در باره ی خلق دارای فضل و رحمت بسیار است ولی اکثر مردم شکر گزاز نیستند . [27]

بنابرین هر لحظه لحظه ی زندگی شکر و سپاس بیشمار دارد و آن را کسی درک نمی کند مگر اهل کمال و معرفت .



[1]  - سوره ی سبا آیه ی 13  - دیباچه گلستان

[2]  - سوره ی مومنون آیه ی 78 

[3]  - سوره ی انفال آیه ی 26

[4]  - اتفال آیه ی 53

[5]  - ابراهیم آیه ی 6

[6]  - سوره ی مائده آیه ی 11

[7]  - سوره ی روم آیه ی 46

[8]  -   سوره جاثیه آیه ی 12

[9]  - آیه ی 31 سوره ی لقمان

[10]  - سوره ی الرحمن آیه ی 22 الی 25

[11]  - سوره ی نحل آیه ی 14

[12]  - سوره ی نحل آیه ی 78

[13]  - سوره ی اعراف آیه ی 10

[14]  - سوره ی الرحمن آیه های 19 و 20

[15]  - سوره ی نحل آیه ی 40

[16]  -  سوره ی زمر آیه ی 9

[17]  - آیه ی 12 سو.ره ی لقمان

[18]  - آیه ی 114 سوره ی نحل

[19]  - بقره آیه ی 172

[20]  - آیه ی 17 سوره ی عنکبوت

[21]  - آیه ی 30 سوره ی فاطر

[22]  - نساء آیه ی 147

[23]  - سوره ی ابراهیم آیه ی 7

[24]  - سوره ی نحل آیه ی 121

[25]  - آیه ی 17 سوره ی سبا

[26]  - سوره ی اعراف آیه ی 31

[27]  - سوره ی نحل آیه ی 73